|
ایران و عربستان ازرکورد داران اصلی مصرف لوازم و مواد آرایشی در جهان هستند. اقتصاد زیبایی واژهای غریب است. بهتر است آن را نامی نو ابداع كه بهعنوان توصیفی برای بیان چرخه پرپیچ و خم زیباسازی افراد بهكار میرود، دانست. امروزه پرداختن به مقوله زیبایی در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته است. رونق
استفاده از لوازم مختلف آرایشی و بهداشتی بهخصوص كاهش سن مصرفكنندگان در
سراسر جهان جلب توجه میكند. اما در كنار استفاده از این قبیل لوازم متوسل
شدن به انواع جراحیهایی كه تنها با هدف زیباسازی بیشتر صورت میگیرد،
بسیار جالب است.
همچنین با اعلام اینکه شمار این قبیل جراحیها نهتنها در جهان كه بیشتر
در كشورهای آسیایی و عربی مورد توجه قرار گرفته و البته بانوان اصلیترین
مشتریان كلینیكهای جراحی پلاستیك را تشكیل میدهند می آید: امروز رواج
مصرف لوازم آرایشی چنان رونق پیدا كرده است كه در هر ثانیه در جهان ۲۲
روژلب به فروش میرسد. نكته اینكه بخش عمده این فروش در عربستان و ایران
صورت میگیرد. آمار نشان میدهد كه در عربستان سعودی در سال ۲۰۰۵ زنان، یك میلیارد و ۶۰۰ میلیون یورو برای آرایش خود هزینه كردهاند. در ایران نیز با آنكه آمار مصرف لوازم آرایش به پای عربستان نرسیده اما در جای خود تكان دهنده است. در
ایران سالانه حدود یك میلیارد دلار لوازم آرایشی و بهداشتی مصرف میشود.
این رقم در حالی توجه را به خود جلب میكند كه گردش مالی در سیستم جراحی
پلاستیك هر روز بیشتر میشود. با وجود آنكه آماری رسمی مبنی بر شمار
جراحیهای پلاستیك صورت گرفته در هر سال در ایران عملا وجود ندارد، اما
همین ارقام جسته و گریختهای كه اعلام میشود خود تكاندهنده است. این رقم
محصولات بهداشتی كه به منظور لاغری استفاده میشود را نیز در برمیگیرد. در بین عملهای جراحی زیبایی جراحی پلاستیك بینی از شیوع نسبتا بالایی برخوردار است كه البته آمار دقیقی از تعداد انجام این عمل در هر سال در دست نیست. در كنار عملهای جراحی، استفاده از داروهایی چون بوتاكس نیز بسیار پرطرفدار شده است. روزانه در تهران بین ۳ تا ۴ هزار نفر برای تزریق بوتاكس و رفع چین و چروكهای پوستی به كلینیكهای زیبایی مراجعه میكنند تا آنجا كه گفته میشود در هر سال بالغ بر ۱۸۲ میلیارد تومان برای رفع چین و چروك هزینه میشود. متخصصان زیبایی بر این عقیدهاند كه طی دو سال اخیر بین ۳۰ تا ۵۰ درصد بر تعداد مصرفكنندگان آمپولهای ضدچروك اضافه شده و این رشد به ۶۵ درصد هم خواهد رسید. هرچند آمار اعمال جراحی زیبایی در جهان روبه افزایش است در ایران این ارقام رشدی تكاندهنده را به نمایش میگذارد. شمار اعمال زیبایی در جهان در سال ۲۰۰۵ رشدی بیسابقه داشت بهطوری كه فقط در آمریكا این اعمال جراحی ۱۰ میلیون و ۲۰۰ مورد بود و نسبت به سال قبل از آن ۱۱ درصد رشد داشت. قیاسهایی از این دست موجب شده است تا ایران بتواند حائز رتبه اول جراحی پلاستیك در جهان شود.. همانطور كه گفته شد به دلیل آنكه آمار جراحی پلاستیك در كشور ثبت دقیق نشده و البته به لحاظ هزینه نیز از تعرفهای مشخص برخوردار نیست، آمارهای چندان قابل اعتمادی در مورد آن وجود ندارد. با این وجود از همین اطلاعات ناچیز نیز نمیتوان چشم پوشید. یعنی اگر رقم ۱۸۲ میلیارد تومانی كه در هر سال در كشور صرف برطرف شدن چین و چروك خانمها و آقایانی بدانیم كه با پیری مقابله میكنند، باید گفت كه بهطور تقریبی در هر سال در كشور هزینهای معادل قیمت فروش ۲ میلیون بشكه نفت به از بین بردن چین و چروك صورتهایی اختصاص مییابد كه به هر حال روزی پیر خواهند شد. با این رویكرد و رشد فزایندهای كه آمار استفاده از این قبیل ابزار برای زیباسازی هرچه بیشتر و جوانی ابدی روبه افزایش قطعا جابهجایی نقدینگی كلان را در این عرصه باید انتظار داشت بدین ترتیب ظاهرا زیبایی ابدی آنقدرها هم ارزان نیست و چه بسا بسیار هم گران تمام میشود (نقل از ایران عشق)
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 18:40  توسط محمد رضا
|
کمک ........... کمک ............. نیازمند راهنمایی و توصیه های کاری برای اقشار کم درآمد از جمله کارگران که ستون اقتصادی کشور هستند میباشیم . اکنون که فصل جابجایی است دلهره و دلواپسی در دل مستاجران بخصوص قشر کم درآمد ریشه دوانده و جا خوش کرده . برای ما بنویسید کسانی که تمام حقوق و درآمد ماهانه را باید بابت اجاره بها بپردازند برای مابقی مخارج از جمله خوراک /پوشاک / درمان /خرج تحصیل فرزندان ......به غیر از فروش انواع مواد مخدر/دزدی وکلاهبرداری/فروش اعضاء بدن/ خود فروشی ....... چه راهی دارند . منتظر حضور سبزتان هستیم. ( لطفا بدون اهانت به اشخاص )
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 18:44  توسط محمد رضا
|
دوستان عزیز و گرامی :
لطفا درباره اینکه صبحها وقتی از خواب بلند شدید متوجه میشید یک بمب هسته ای در اقتصاد مملکت منفجر شده و مثلا چای یا قند و شکر یا هر چیز دیگری بشدت متورم شده چه حالی بهتون دست میده توضیح بدین. (لطفا بدون اهانت به کسی)
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 0:54  توسط محمد رضا
|
شيخ بهايی روزى
شاه عباس به شیخ بهایى گفت : دلم مىخواهد ترا قاضى القضات كشور نمایم تا
همانطور كه معارف را منظم كردى دادگسترى را هم سر و صورتى بدهی، بلكه
احقاق حق مردم بشود. شیخ
بهایى گفت: قربان من یك هفته مهلت مىخواهم تا پس از گذشته آن و اتفاقاتى
كه پیش آمد خواهد كرد چنانچه باز هم اراده ی ملوكانه بر این نظر باقى باشد
دست به كار شوم و الا به همان كار فرهنگ بپردازم. شاه
عباس قبول كرد و فردا شیخ سوار بر الاغش شده و به محل مصلاى خارج از شهر
رفت و افسار الاغش را به تنه درختى بست و وضو ساخت و عصایه خود را كنارى
گذاشت و براى نماز ایستاد، در این حال رهگذرى كه از آنجا مىگذشت، شیخ را
شناخت، پیش آمد سلامى كرد. شیخ قبل از عقد نماز جواب سلام را داد و گفت: اى
بنده ی خدا من مىدانم كه ساعت مرگ من فرار رسیده و در حال نماز زمین مرا
بلع مىكند تو اینجا بنشین و پس از مرگ من الاغ و عصاى مرا بردار و برو به
شهر به منزل من خبر بده و بگو شیخ به زمین فرو رفت . لیكن چون قدرت و جرات
دیدن عزرائیل را ندارى چشمانت را بر هم بگذار و پس از خواندن هفتاد مرتبه
قل هو الله احد مجددا چشم هایت را باز كن و آن وقت الاغ و عصاى مرا بردار
و برو. مرد
با شنیدن این حرف از شیخ بهایى با ترس و لرز به روى زمین نشست و چشمان خود
را بر هم نهاد و شیخ هم عمامه خود را در محل نماز به جاى گذاشته ، فوراً
به پشت دیوارى رفت و از آنجا به كوچهاى گریخت و مخفیانه خود را به خانه
خویش رسانیده و به افراد خانواده خود گفت : امروز هر كس سراغ مرا گرفت
بگوئید به مصلا رفته و برنگشته فردا صبح زود هم من مخفیانه مىروم پیش شاه
و قصدى دارم كه بعداً معلوم مىشود. شیخ
بهایى فردا صبح قبل از طلوع آفتاب به دربار رفت و چون از مقربین بود هنگام
بیدار شدن شاه اجازه تشرف حضور خواست و چون شرفیابى حاصل كرد عرض كرد :
قبله گاها مىخواهم كوتاهى عقل بعضى از مردم و شهادت آنها را به راى العین
از مد نظر شاهانه بگذرانم و ببینید مردم چگونه عقل خود را از دست مىدهند
و مطلب را به خودشان اشتباه مىنمایند. شاه
عباس با تعجب پرسید : ماجرا چیست ؟ شیخ بهایى گفت : من دیروز به رهگذرى
گفتم كه چشمت را هم بگذار كه زمین مرا خواهد بلعید و چون چشم بر هم نهاد
من خود را مخفى ساخته و به خانه رفتم و از آن ساعت تا به حال غیر از محارم
خودم كسى مرا ندیده و فقط عمامه خود را با عصا و الاغ در محل مصلى گذاشتم
ولى از دیروز بعدازظهر تا به حال در شهر شایع شده كه من به زمین فرو رفتم
و این قدر این حرف به تواتر رسیده كه همه كس مىگوید من خودم دیدم كه شیخ
بهایى به زمین فرو رفت . حالا اجازه فرمایید شهود حاضر شوند! به
دستور شاه مردم در میدان شاه و مسجد شاه و عمارتهاى عالى قاپو و تالار
طویله و عمارت مطبخ و عمارت گنبد و غیر اجتماع نمودند ، جمعیت به قدرى بود
كه راه عبور بر هر كس بسته شد ، لذا از طرف رئیس تشریفات امر شد كه از هر
محلى یك نفر شخص متدین و صحیح العمل و فاضل و مسن و عادل براى شهادت تعیین
كنند تا به نمایندگى مردم آن محل به حضور شاه بیاید و درباره فقدان شیخ
بهایى شهادت بدهند . بدین ترتیب 17 نفر شخص معتمد واجد شرایط از 17 محله
ی آن زمان اصفهان تعیین شدند و چون به حضور رسیدند ، هر كدام به ترتیب
گفتند : به چشم خود دیدم كه چگونه زمین شیخ را بلعید ! دیگرى گفت : خیلى
وحشتناك بود ناگهان زمین دهان باز كرد و شیخ را مثل یك لقمه غذا در خود
فرو برد . سومى گفت: به تاج شاه قسم كه دیدم چگونه شیخ التماس مىكرد و به
درگاه خدا تضرع مىنمود . چهارمى گفت : خدا را شاهد مىگیرم كه دیدم شیخ
تا كمر در خاك فرو رفته بود و چشمانش از شدت فشارى كه بر سینهاش وارد
مىآمد از كاسه سر بیرون زده بود. به
همین ترتیب هر یك از آن هفده نفر شهادت دادند. شاه با حیرت و تعجب به
سخنان آنها گوش مىكرد . عاقبت شاه آنها را مرخص كرد و خطاب به آنها گفت:
بروید و اصولاً مجلس عزا و ترحیم هم لازم نیست زیرا معلوم مىشود شیخ
بهایى گناهكار بوده است ! وقتى مردم و شاهدان عینى رفتند ، شیخ مجدداً به
حضور شاه رسید و گفت : قبله ی عالم . عقل و شعور مردم را دیدید؟ شاه گفت :
آرى ، ولى مقصودت از این بازى چه بود؟ شیخ عرض كرد: قربان به من فرمودید،
قاضى القضات شوم. شاه گفت : بله ولى چطور؟ شیخ گفت: من چگونه مىتوانم
قاضى القضات شوم با علم به اینكه مردم هر شهادتى بدهند معلوم نیست كه درست
باشد، آن وقت مظلمه گناهكاران یا بى گناهان را به گردن بگیرم. اما اگر امر
مىفرمایید ناگریز به اطاعتم و آنگاه موضوع المامور و المعذور به میان
مىآید و بر من حرفى نیست! شاه عباس گفت: چون مقام علمى تو را به دیده ی
احترام نگاه كرده و مىكنم لازم نیست به قضاوت بپردازى ، همان بهتر كه به
كار فرهنگ مشغول باشى. از
آن پس شیخ بهایى براى ترویج علوم و معارف زحمت بسیار كشید و مقامه شامخه
علما را به حدى به درجه تعالى رسانید كه همه كس آنان را مورد تكریم و
تعظیم قرار مىداد. عزیزان، به نظرم حتی در صورت عدم صحت این ماجرا، اگر به عنوان یک داستان هم به آن بنگریم دارای نکته های اخلاقی جالبی است که لازم است کمی در آن تامل کنیم. شما اینطور فکر نمی کنید؟ ![]()
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:13  توسط محمد رضا
|
سلام.
این وبلاگ جنبه ی سیاسی.فرهنگی.اجتماعی.مذهبی دارد و به زودی راه اندازی میشود. لازم به ذکر است:این وبلاگ به هیچ حزب و گروهی وابسته نمی باشد. از کاربران گرامی خواهشمند است:در این وبلاگ به عقاید هم احترام گذاشته و از توهین به یکدیگر وهمچنین شخصیت های اجتماعی و سیاسی بپرهیزند. خلاصه اینکه انتقاد آزاد و توهین ممنوع. با تشکر.
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:8  توسط محمد رضا
|
|